بیانات در اجتماع زائران و مجاوران حرم مطهر رضوی - تاریخ: 1396/3/4 ساعت: 4:24
هفت شهر عشق را با پای سر پیموده اند، ما هنوز اندرخم یک کوچه ای وا مانده ایم! تمامی حقوق برای مدیر وبگاه محفوظ است ؛ هرگونه کپی برداری از مطالب تنها با ذکر منبع مجاز است...
اربعین است و... - تاریخ: 1395/9/29 ساعت: 16:55
کنار قدمهای جابر... - تاریخ: 1395/9/29 ساعت: 16:55
قسمت دوازدهم داستان زندگی شهید والامقام علی شفیعی - تاریخ: 1395/9/29 ساعت: 16:55
بسم الرب الشهدا والصدیقینقسمت_دوازدهم (داستان زندگی شهید والامقام علی شفیعی)شکایت داشت از این موضوع، ولی دستش بسته بود. بعد برای آرامش خودش قرآن می خواند. از جمله آیه هایی که یادم است و علی می خواند این بودند ترجمه اش را می خوانم"خداوند سرنوشت هیچ قوی را تغییر نمی دهد، مگر اینکه آن قوم قیام کند و بپ...
قسمت سیزدهم داستان زندگی شهید والامقام علی شفیعی - تاریخ: 1395/9/29 ساعت: 16:55
بسم رب الشهدا والصدیقین قسمت_سیزدهم (داستان زندگی شهید والامقام علی شفیعی)همان لباس ساده سپاهی تنش بود که بود، حتی روز عروسی اش. با اینکه کت و شلوار خریده بودیم.علی به خودش فکر نمی کرد. این حق طبیعی هرکسی است که به فکر خودش هم باشد، ولی می توانداز حق خود بگذرد و در خدمت مردم باشد.او خودش را نادیده گ...
تسلیت باد رحلت جانسوز پیامبر اکرم (ص) و شهادت امام حسن مجتبی (ع) - تاریخ: 1395/9/29 ساعت: 16:55
السلام علیک یا رسول الله - تاریخ: 1395/9/29 ساعت: 16:54
تسلیت باد - تاریخ: 1395/9/29 ساعت: 16:54
قسمت چهاردهم داستان زندگی شهید والامقام علی شفیعی - تاریخ: 1395/9/29 ساعت: 16:54
بسم رب الشهدا والصدیقینقسمت_چهاردهم (داستان زندگی شهید والامقام علی شفیعی)صدایش دم صبح شنیدنی تر می شد. چنگ می انداخت قلب آدم را زیر و رو می کرد. آدم ها باهم فرق دارند، ولی باز هم شبیه هم هستند.من نمونه علی را هیچ ندیده ام. برادران من هم راه علی را می رفتند، ولی مثل او نبودند. یک دردی همراه علی بود ...
قسمت پانزدهم داستان زندگی شهید والامقام علی شفیعی - تاریخ: 1395/9/29 ساعت: 16:54
بسم رب الشهدا والصدیقینقسمت_پانزدهم (داستان زندگی شهید والامقام علی شفیعی)مثلا بعضی ها صله رحم را به جا می آورند چون سفارش شده که چنین بکنید. نه، علی سعی نمی کرد، همان بود. او به داد فقرا می رسید، چون نمی توانست نرسد. با خونش عجین شده بود.البته این حرفها مال امروز ماست. آن روزها من نوجوانکی بیش نبود...
قسمت دهم داستان زندگی شهید والامقام علی شفیعی - تاریخ: 1395/7/22 ساعت: 16:53
بسم رب الشهدا والصدیقینقسمت_دهم (داستان زندگی شهید والامقام علی شفیعی)ما با این شرایط می رفتیم بیرون، پس به ما خوش نمی گذشت. این زمانی بود که علی به زودی می رفت جبهه، یعنی ما وقت چندانی نداشتیم و نگران هم بودیم. من نگران او بودم و او نگران من.علی گفت: من هیچ، تورا هدف نگیرند، تازه متوجه شدم من هم در...
امام حسین (ع) - تاریخ: 1395/7/20 ساعت: 4:16
جوشش خون امام حسین تا قیام حضرت قائم (عجل الله فرجه) امام حسین (علیه السلام) به فرزندش فرمود:علی جان پسرم! ▪️بخدا سوگند! خون من آرام نخواهد شد تا آنکه خداوند مهدی (علیه السلام) را مبعوث کرده ▪️و به خاطر خونخواهی من هفتاد هزار نفر از منافقین کافر و فاسق را به قتل برساند.▪️مناقب ابن شهرآشوب: ج ۴ ص ۸۵.
السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین (ع) - تاریخ: 1395/7/12 ساعت: 8:19
پـــنـــد نــٰـامــہء شٌــــهَــــداء - تاریخ: 1395/7/4 ساعت: 14:13
پـــنـــد نــٰـامــہء شٌــــهَــــداء خدايا ما كه حسين گونه زندگي نكرديم تا حسين گونه به شهادت برسيم ،( پس خدايا ما را حُر گونه بپذير).شهید سید اصغر خبازی
شهید والامقام محمد ابراهیم همت - تاریخ: 1395/7/4 ساعت: 14:13
شهید محمدابراهیم همتمیانبررسیدن به خدا"نیت"است.کارخاصی لازم نیست بکنیمکافیست کارهای روزمره مان رابه خاطرخدا انجام دهیماگرتو این کارزرنگ باشی...شک نکنشهیدبعدی تویی
قسمت هفتم داستان زندگی شهید والامقام علی شفیعی - تاریخ: 1395/7/4 ساعت: 14:13
بسم رب الشهدا والصدیقینقسمت_هفتم (داستان زندگی شهید والامقام علی شفیعی)دوستان علی سنگ تمام گذاشتند. آنقدر خدمت کردند که ما شرمنده شدیم. یکی از دوستانش موهایش را اصلاح کرد. وقتی دیدمش، متوجه شدم موهایش کوتاه و بلند است و شکر خدا جشن خوبی برگزار شد.مادر علی قدی پسنداز داشت، علی هم دارو ندارش را آورد و...
قسمت هشتم داستان زندگی شهید والامقام علی شفیعی - تاریخ: 1395/7/4 ساعت: 14:13
بسم رب الشهدا والصدیقینقسمت_هشتم(داستان زندگی شهید والامقام علی شفیعی)سر مزار برادرم فاتحه خواندیم، رفتیم سر خاک بقیه شهدا. رسیدیم به مزار آقای بختیاری که چندماه پیش شهید شده بود. علی گفت جدا جدا می رویم فاتحه می خوانیم. راست و حسینی غصه ام گرفت.چیزی نگفتم، رفتم سرخاک بختیاری، خانم و بچه اش آنجا بود...
قسمت نهم داستان زندگی شهید والامقام علی شفیعی - تاریخ: 1395/7/4 ساعت: 14:13
بسم رب الشهدا والصدیقینقسمت_نهم (داستان زندگی شهید والامقام علی شفیعی)آمدیم خانه. مادرش سری به ما زد و گفت: نباید می رفتید و نمی دانید شگون ندارد. بعد فردا آمد و گفت: خدا ثوابتان بدهد. آنها عزیز ما هستند.زندگی مشترکمان خیلی کوتاه بود. مثل نسیم آمد و گذشت، ولی همین بیست روز اول کافی بود، بفهمم علی چه...
دفاع مقدس ... - تاریخ: 1395/6/31 ساعت: 19:08
رهبر_انقلاب :نگذارید دوران دفاع مقدس از یادها برود.۱۳۹۳/۱/۶
قسمت ششم داستان زندگی شهید والامقام علی شفیعی - تاریخ: 1395/6/31 ساعت: 19:08
بسم رب الشهدا والصدیقین قسمت_ششم ( داستان زندگی شهید والامقام علی شفیعی) من فکر می کردم آنها چه زندگی جالبی دارند، هم مادر رزمنده است و هم پسر. من توی مسجد جامع عده ی زیادی را دیده بودم که کمک های مردمی را آماده می کردند و می فرستادند جبهه. حاج آقا کارنما خیلی فعالیت می کرد. علی سه روز مانده به عروس...

برچسب‌های مرتبط

کنار قدمهای جابر | کنار قدمهای جابر سوی نینوا رهسپاریم | كنار قدمهاي جابر | قسمت دوازدهم داستان دنباله دار عشق | قسمت یازدهم داستان دیوار از داروک | قسمت شانزدهم داستان رویای بیداری | السلام علیک یا رسول الله | السلام عليك يا رسول الله | السلام عليك يا رسول الله ماهر زين | تسلیت باد