بسم رب الشهدا والصدیقین
قسمت_چهاردهم (داستان زندگی شهید والامقام علی شفیعی)
صدایش دم صبح شنیدنی تر می شد. چنگ می انداخت قلب آدم را زیر و رو می کرد. آدم ها باهم فرق دارند، ولی باز هم شبیه هم هستند.
من نمونه علی را هیچ ندیده ام. برادران من هم راه علی را می رفتند، ولی مثل او نبودند. یک دردی همراه علی بود که به وصف نمی گنجد.
نشسته بود پیش روی من، می گفت، مزاح می کرد، می خندید، ولی همه اینها ظاهرا امر بودند. درون علی چیز دیگری وجود داشت. آدم شلوغ و خنده رویی بود.
بعضی چیزها را بعد از انقلاب یاد گرفته بود و رعایت می کرد، ولی ذاتاً خنده رو بود. یعنی تلاش نمی کرد که خنده رو جلوه کند همان بود که دیده می شد.
آخر بعضی ها رفتاری را از این و آن یاد می گیرند یا سفارش دین ما را رعایت می کنند و این نشان می دهد که آنها سعی می کنند آنطور جلوه کنند....
هدیه به ارواح مطهرشهدا صلوات شهدا را یاد کنیم حتی با یک صلوات ...
ما را در سایت شهدا را یاد کنیم حتی با یک صلوات دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 67 تاريخ: دوشنبه 29 آذر 1395 ساعت: 16:54