
دل از این دنیا بر کنید تا هم صبحت خدا شوید، حُبّ دنیا را از دلتان بیرون کنید تا شوق به لقای خدا قلبتان را پر کند. از ظلمتگاه بیرون روید تا نور تقوی وجود تان را نورانی کند اگر معنویت میخواهید دست بدامن...
ادامه مطلب
زندگینامه :علی آقا ماهانی در سال 1336 درشهر کرمان بدنیا آمد. تحصیلات ابتدایی ومتوسطه را با موفقیت در این شهر به پایان برد.علی رغم قبولی در دانشگاه ، به خدمت سربازی رفت تا مبارزه علیه حکومت پهلوی را از...
ادامه مطلب
فیلم کامل بیانات در اجتماع عظیم زائران و مجاوران حرم مطهر رضوی علیهالسلام۱ /فروردین/ ۱۳۹۷مربوط به موضوع : نویسنده فدائیان رهبر در شنبه چهارم فروردین ۱۳۹۷ | Let's block ads! بخوانید...
ادامه مطلب
قسمتی از وصیت نامه شهید والامقام علی عظیمی اگر دولت ضعیف شد ملت آن را حمایت نماید و اگر قدرت یافت ملت را حمایت نماید، مراقب شکافهای مختلف سیاسی و اجتماعی دینی فرهنگی اقتصادی و اجتماعی باشید و آنها را حل کنید که قطعاً قابل حل استـ حرف و عملی که یکی شد مشکلات هم حل خواهد شد.مربوط به موضوع : نویسنده فدائیان رهبر در یکشنبه بیست و ششم آذر ۱۳۹۶ | Let's block ads! بخوانید...
ادامه مطلب
سرشت زندگی من این چند خط هست که به یادگاری مینهمبسم الله الرحمن الرحیمبا سلام به قطب عالم امکان ، امام زمان عج و رهرو وفادارش امام خامنه ای مذظله و شما خانواده و سایر عزیزانم که در مکتب شیعه با شدت و ضعف در حال پیشروی هستید .انگار بری رفتن عجله ها دارم و زمان به سرعت می گذرد و ندای هل من ناصر ینصرنی در گوشم صوت می کشد، نمی دوانم شاید من هم قرار است به قراری برسم .خلاصه در ضمانت خون است مرام و مکتب ما و صدای شاهدان قصه شنیدنی خواهد بود...در طبیعت صاحب تبدیلی اوستدر تهیت صاحب تکریم اوستمن بر...
ادامه مطلب
تقدیم به شهدای مدافع حرم مدافعان حرم ـ میثم مطیعی ...
ادامه مطلب
کلنا عباسک یا زینب xa0 ما را ز خاندان کرم آفریدهاند یک موج از تلاطم یم آفریدهاند ما را فدائیان پسرهای فاطمه ما را شهید میر و علم آفریدهاند ما را به اعتبار عنایات فاطمه xa0گریه کنان حضرت غم آفریدهاند بهر بریدن سر اولاد عمروعاص در جان ما غرور و غژم آفریدهاند هر یک ز ما حریف دو صد لشکر یزید ! زین روز شیعه عده کم آفریدهاند دجال ها و حرمله ها را مهاجم و ... ... ما را " مدافعان حرم " آفریدهاند ... سید علی خامنه ای پیر عشق گفت: " فریاد را علیه ستم آفریده اند " مربوط به موضوع : نویسنده فدائیان رهبر ...
ادامه مطلب
تقدیم به شهدای مدافع حرم xa0مدافعان حرم ـ میثم مطیعی ...
ادامه مطلب
بسم الرب الشهدا والصدیقینقسمت_دوازدهمxa0 (داستان زندگی شهید والامقام علی شفیعی)شکایت داشت از این موضوع، ولی دستش بسته بود. بعد برای آرامش خودش قرآن می خواند. از جمله آیه هایی که یادم است و علی می خواند این بودند ترجمه اش را می خوانم"خداوند سرنوشت هیچ قوی را تغییر نمی دهد، مگر اینکه آن قوم قیام کند و بپا خیزد و سرنوشت خود را دگرگون سازد و یا "بشارت می دهیم مستضعفین زمین را که وارث زمین خواهند شد"و آیه دوم آرامش می کرد. چند روزی که بیرون رفتیم، چیزی به عنوان هدیه برای من خرید. حالا روسری بود، عطر ...
ادامه مطلب
بسم رب الشهدا والصدیقین قسمت_سیزدهم (داستان زندگی شهید والامقام علی شفیعی)همان لباس ساده سپاهی تنش بود که بود، حتی روز عروسی اش. با اینکه کت و شلوار خریده بودیم.علی به خودش فکر نمی کرد. این حق طبیعی هرکسی است که به فکر خودش هم باشد، ولی می توانداز حق خود بگذرد و در خدمت مردم باشد.او خودش را نادیده گرفته بود، ولی از خودش غافل نبود. غافل نبود برای اینکه مسئولیتش را به نحو احسنت انجام می داد. بی خیال و بی عار نبود.اتفاقا خیلی جدی بود نسبت به مسئولیت انسانی اش. می گفت نفس کشیدنمان را بدهیم نمی توانی...
ادامه مطلب
بسم رب الشهدا والصدیقینقسمت_چهاردهم (داستان زندگی شهید والامقام علی شفیعی)صدایش دم صبح شنیدنی تر می شد. چنگ می انداخت قلب آدمxa0 را زیر و رو می کرد. آدم ها باهم فرق دارند، ولی باز هم شبیه هم هستند.من نمونه علی را هیچ ندیده ام. برادران من هم راه علی را می رفتند، ولی مثل او نبودند. یک دردی همراه علی بود که به وصف نمی گنجد.نشسته بود پیش روی من، می گفت، مزاح می کرد، می خندید، ولی همه اینها ظاهرا امر بودند. درون علی چیز دیگری وجود داشت. آدم شلوغ و خنده رویی بود.بعضی چیزها را بعد از انقلاب یاد گرفته ب...
ادامه مطلب
بسم رب الشهدا والصدیقینقسمت_پانزدهم (داستان زندگی شهید والامقام علی شفیعی)مثلا بعضی ها صله رحم را به جا می آورند چون سفارش شده که چنین بکنید. نه، علی سعی نمی کرد، همان بود. او به داد فقرا می رسید، چون نمی توانست نرسد. با خونش عجین شده بود.البته این حرفها مال امروز ماست. آن روزها من نوجوانکی بیش نبودم. علی نمی توانست نجنگد، چون آن روزها هویت علی جنگیدن بود.اگر شهید نمی شد، الان داشت راه می خاست، مدرسه و بیمارستان می ساخت, با کمیته امداد همکاری می کرد و ...پرسید: فاطمه، پشیمان نیستی از اینکه با من...
ادامه مطلب
بسم رب الشهدا والصدیقینقسمت_دهم (داستان زندگی شهید والامقام علی شفیعی)ما با این شرایط می رفتیم بیرون، پس به ما خوش نمی گذشت. این زمانی بود که علی به زودی می رفت جبهه، یعنی ما وقت چندانی نداشتیم و نگران هم بودیم. من نگران او بودم و او نگران من.علی گفت: من هیچ، تورا هدف نگیرند، تازه متوجه شدم من هم در خطرم و خبر ندارم. قبل از جشن عروسی گفتم: می رویم و با مادرت زندگی می کنیم. گفت: آن خانه امن نیست. گفته بود خانه مان امن نیست. خواستم بپرسم کجا امن است.برای من توضیح داد که شرایط انقلاب ایجاب می کند ک...
ادامه مطلب
جوشش خون امام حسین تا قیام حضرت قائم (عجل الله فرجه)xa0امام حسین (علیه السلام) به فرزندش فرمود:علی جان پسرم! ▪️بخدا سوگند! خون من آرام نخواهد شد تا آنکه خداوند مهدی (علیه السلام) را مبعوث کرده ▪️و به خاطر خونخواهی من هفتاد هزار نفر از منافقین کافر و فاسق را به قتل برساند.▪️مناقب ابن شهرآشوب: ج ۴ ص ۸۵....
ادامه مطلب
بسم رب الشهدا والصدیقینقسمت_هفتم (داستان زندگی شهید والامقام علی شفیعی)دوستان علی سنگ تمام گذاشتند. آنقدر خدمت کردند که ما شرمنده شدیم. یکی از دوستانش موهایش را اصلاح کرد. وقتی دیدمش، متوجه شدم موهایش کوتاه و بلند است و شکر خدا جشن خوبی برگزار شد.مادر علی قدی پسنداز داشت، علی هم دارو ندارش را آورد و خلاصه مایحتاج را خریدیم. ما رفتیم خانه آقای محمدی. فردای عروسیمان علی گفت: برویم سر مزار شهدا. به رسم قدیم می دانستم که عروس و داماد نباید به قبرستان بروند. وقتی حرف شهدا پیش آمد، دهانم بستم شد.سوار ...
ادامه مطلب