
سرشت زندگی من این چند خط هست که به یادگاری مینهم
بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام به قطب عالم امکان ، امام زمان عج و رهرو وفادارش امام خامنه ای مذظله و شما خانواده و سایر عزیزانم که در مکتب شیعه با شدت و ضعف در حال پیشروی هستید .
انگار بری رفتن عجله ها دارم و زمان به سرعت می گذرد و ندای هل من ناصر ینصرنی در گوشم صوت می کشد، نمی دوانم شاید من هم قرار است به قراری برسم .
خلاصه در ضمانت خون است مرام و مکتب ما و صدای شاهدان قصه شنیدنی خواهد بود...
در طبیعت صاحب تبدیلی اوست
در تهیت صاحب تکریم اوست
من برای چه به اینجا امدم ؟
اگر به جانداری است ، حیوان صاحب است
رخ نمایا نیست ، حیوان ثابت است
گر به همراهی است، مردان همرهند
گربه پرواز است ، مرغان سر به سر
گر به میدان است ، فیلان در به در
گر به جنگلهاست ، شیران سوت کش
من کجای عالمم ، من کیستم ؟
« انسان را خلق نکردی ، مگر خدا راعبادت کند»
و اکنون از خودم به نهایت گذار خواهم کرد
راستی من کیستم ؟ هان!
شاید: مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک،
چند روزی قفسی ساخته ام از بدنم؟
در دنیا چه می کنم ؟
از بهر پوشش آمدن؟ این زمین خود چادر است
صاحب نوعی حجاب از مادر است،
هم دلنواز و هم پر از رمزاست و را ز
هم چنان خود می نماید
گوئیا تحسین رواست ...
یا اگر من بهتر کاری آمدن؟ این زمین خود کارگاهست
راستی من شاهکار خلقتم
روز و شب آمد که من عابد شوم
صبح آمد تا که من صادق شوم
ظهر آمد تا که من ظاهر شوم
شام آمد تا که من شاهد شوم
و فراموشم نیست که کوه با این صلابت مسیر نهائی من را گوشزد می کند و دود سرعت زمان را...
من از درگاه کسی که انسان را جانشین خود بر زمین قرار داد شرمنده ام ، از درگاه کسی که 124000 پیامبر و 12 امام را برای هدایت و ولایت فرستاد شرمنده ام و امیدوارم که با شهادت فی سبیل الله راهی برای ریزش گناهانم و سربلند شدن در صحرای محشر بیابم ....
ان شالله ...
مربوط به موضوع :
شهدا را یاد کنیم حتی با یک صلوات ...
ما را در سایت شهدا را یاد کنیم حتی با یک صلوات دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 124
تاريخ: شنبه
14 بهمن
1396 ساعت: 19:03